شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.




ارسال پاسخ  ارسال موضوع 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیابت بارداری ، یکی از عوارضی که انتظار نداشتم
نویسنده پیام
دوست جدید
*



وضعيت : آفلاین
ارسال‌ها: 2
تاریخ عضویت: Jan 2018
اعتبار: 0
سپاس کرده: 0
0 بار سپاس شده در 0 ارسال

حالت من: هیچ کدام

ارسال: #1
دیابت بارداری ، یکی از عوارضی که انتظار نداشتم
دیابت بارداری ، یکی از عوارضی که انتظار نداشتم


مادرانه:هیچ کدام از آزمایش‌هایم در طول زندگی‌ منفی‌ نبود و این مدام ذهنم را در دانشگاه مشغول کرده بود
همه چیز تغییر کرد زمانی‌ که اولی‌ بچه‌ام را وضع حمل کردم، آزمایش یک ساعت قند خونم که نشان از دیابت بارداری در بین مادر‌های آبستن داشت منفی‌ دادم. اگرچه در ادامه تست قند خونه ۳ سات‌ام را مثبت دادم
در طول وضع حمل هردو تست ۱ و ۳ سات را منفی‌ دادم.بر اساس گزارش پزشکم تأیید شد که من مبتلا به بیماری دیابت بارداری هستم .من ؟ امکان ندارد!


این که بگویم شوکه نشدم و بسیار غمگین نگشتم کتمانی بیش نخواهد بود
به میزانه کافی‌ شانس با من بود که توانسته بودم بالا تر از سن ۳۵ سالگی بدون هیچ مشکلی‌ بااردار بشوم و همه چیز روال خودش را به آرامی تا آن زمان بارداری طی‌ کرده بود.اضافه وزن نداشتم و سابقهٔ بیماری دیابت در خانواده ما مطرح نبود.به طور مراتب ورزش می‌کردم، خوراک سالمی داشتم ، و انرژی بسیار زیادی همراهم بود
تنها عمل خطر به منظور دیابت حاملگی ام، سنم بود!


حال آنکه هیچ کدام از علائم بیماری در من وجود نداشت پس چطور این اتفاق برایم افتاد.با بی‌ حوصلگی از پای تلفن به صحبت‌های پزشک ما ما‌ام گوش کردم اخبار بد را از او دریافت، مرا نسبت به کارهایی‌ که می‌بایست انجام میدادم مطلع کرد.صادقانه بگویم، نمی‌توانستم باور کنم! حتما آزمایش اشتباه شده بود شاید نمونه آزمایش من با شخص دیگری اشتباه شده بود، شاید هم به علت بالا بودن سنم دکترم نسبت به من حساس شده بود
علاوه بر این چندی جلوتر ،تست قند خون دادم ، آیا این کافی‌ نبود ؟

به او گفتم از این بابت چه مقدار ناراحت و غمگین هستم و بیان کردم که در مورد نتیجه،دقت و صلاحیت آزمایش اطمینان ندارم.او به حرفهایم گوش اما تمام توجّهش را جلب خواندن نتیجهٔ آزمایش من میکرد و کارش را انجام میداد.در نهایت تشخیص دادم که چاره ای نیست جز اینکه بپذیرم و تمام کارهایی‌ که گوشزد کرده بود را انجام دهم.می‌بایست ۴ بار در روز توسط سوزنی کوچک انگشتم را سوراخ و با یک کیت میزان انسولین موجود در خونم را بررسی می‌کردم.

دیابت بارداری,دیابت در حاملگی,عوارض بارداری
دیابت بارداری و مشکلات آن

می‌بایست با یک متخصص تغذیهٔ گران قیمت و پر هزینه ملاقات می‌کردم که تحت بیمه درمانی قرار نمی‌گرفت
باید یک رژیم غذایی‌ کنترل شده را رعایت می‌کردم که سنجش آن توازن میانه مصرف کربوهیدرات‌ها و پروتئین‌ها بود ،که شامل نان توست ،کره با دام زمینی‌، ماست یونانی یا بلو بری برای صبحانه و همچنین پنیر ،نا‌ن و میوه برای ناهار به منظور پائین نگهداشتن سطح قند خونم بود.
باید هر هفته میرفتم تا به مانیتوری که بچه را نمایش میداد متصل شوم تا از سلامت بچه خاطر جم می شدم
اگر کودک خیلی‌ تکان نمی‌خورد پزشک ما ما‌ام مرا وادار میکرد که بروم و چیزی برای خوردن تهیه کنم، و باز گردم تا تمامی‌ مراحل تست را دوباره از اول انجام میداد.
و شاید سخترین چیزی که در آن زمان برایم بود( که فکر می‌کردم سخت‌ترین است ) این بود که اعوا شده‌ام به روز معین و مشخصی‌ برای زایمان به جای اینکه زایمان کردن را از دارد تبیعیی‌ آن متوجه شوم.
اگر چه من از آنها درخواست کردم که تمایلی برای روز معین جهت زایمان ندارم مگر حالت اورژانسی در روز زایمان پیدا کنم.
تنها امتیازی که داشتم این بود که تا ۳۲ هفتگی مورد تشخیص دیابت حاملگی‌ قرار نگرفتم بدین معنی‌ که می‌بایست به مدت ۸ هفته تمامی‌ کارها را برای تشخیص انجام میدادم.دکترم خیلی‌ نگران و متمرکز بر روی شرایط و بیماری من بود بطوری که استرس اش را به من نیز منتقل میکرد.یک شب به خاطره تعریق زیاد از خواب بیدار شدم.ضربان قلب بسیار بالایی‌ داشتم و تنفسم کوتاه شده بود.با تاکسی به بیمارستان رفتم و به بخش زایمان مراجعه کردم ، میترسیدم که مشکلی‌ برای نوزاد پیش آماده باشد یا اینکه زودتر به موعد زایمان رسیده باشم.
وقتی‌ که مرا چک آپ کامل کردن، پزشک ماما‌م وارد شد و از این بابت مطمئین شد که نتیجه مانیتور جنین
بی عیب باشد.به من گفتن خوب هستی‌ و مشکلی‌ نیست و مرا به خانه فرستاد.و این درحالی بود که تمام نگرانی‌ها به من وارد شده بود.

یک پایان خوش
سر انجام از تمام این تجربیات، مادری بهتر، و زنی‌ قوی و پایدارتر بیرون آمدم.اگر چه ناراحت کنند و ناخوشایند بود و آسیب‌هایی‌ در آن زمان بر من وارد شده بود.تشخیص دیابت حاملگی ام به من آموخت که همواره منتظر چیز‌های دور از انتظار باشم ، بدون هراس پیش بروم و نا امید نشوم ، حتا زمانی‌ که زیر فشار سخت‌ترین مشکلات هستم آرام باشم ، حتا اگر در زمان حاملگی‌ و حتا بد از آن غیر ممکن به نظر بیاید.

خوشبختانه دخترم بدون آثاری از دیابت به دنیا آمد و بیماری خودم نیز پس از زایمان از بین رفت و سر انجام ۲ سال بعد زمانی‌ که دومین فرزندم را وضع حمل کردم ، می‌دانستم که چطور میزان کربوهیدرات و پروتئین‌ام را کنترل کنم تا بتوانم آزمایش قند خونم را مثبت و از ابتلا به دیابت حاملگی‌ جلوگیری کنم.

بطوری که از عوارض دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رها شدم.بنا بر این اگر شما هم یکی‌ از آن تعداد مادر‌هایی‌ هستید که مبتلا به دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
شدید بدانید شما تنها کسی‌ نیستید که این تشخیص برایتان داده شده است.شما و فرزندتان خوب میشوید اگر هر آنچه که دکتر می‌گوید انجام دهید.خوشبختانه تجربیات شمارا آرام ، قوی تر و آماده جهت همه چیز می‌کند و زمانی‌ که شما فرزند زیبایتان را در اغوش می‌کشید ، استرس و ترسی‌ که از داشتن عوارض حاملگی‌ پیش می‌‌آید از بین خواهند رفت و در نهایت خواهید فهمید که تمام این سختی‌ها به عاقبت و نتیجه آن می‌‌ارزد.
01-12-2018 03:32 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ  ارسال موضوع 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پانزده نکته درباره کمردرد بارداری مهسا 0 1,247 03-22-2013 05:44 PM
آخرین ارسال: مهسا

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان